میعادگاه یوسف زهرا

کدامین جمعه؟

پیامک امام رضا(ع)

هر کی که حاجت روا شد گدا اومد پادشا شد

عاشق " آقام رضا "شد "خادم" آقا شد

منم اومدم گدا شم کفتر گنبد طلا شم

ایشالله حاجت روا شم خادم آقا شم

خوردم آب و دونه ات که شدم دیوونه ات

آب زمزم کجا؟؟؟ آب سقا خونه ات 

سالروز فرستادن هشتمین فرشته به زمین مبارک...

[ سه شنبه سوم شهریور 1394 ] [ 9:54 ] [ منجی ] [ یک نظر ]
عکس جمکران
[ دوشنبه بیست و ششم مرداد 1394 ] [ 20:45 ] [ منجی ] [ بدون نظر ]
زندگينامه و جایگاه حضرت معصومه (س)

حضرت معصومه عليها السلام در اول سال 173 هجري قمري در مدينه چشم به جهان گشود.

پدرش امام هفتم شيعيان حضرت موسي بن جعفر عليه السلام و مادرش حضرت نجمه بود كه به علت پاكي و طهارت نفس به او طاهره مي گفتند.حضرت معصومه در 28 سالگي و در روز دوازدهم ربيع الثاني سال 201 هجري قمري در قم به شهادت رسيد كه امروز بارگاه ملكوتي و مرقد مطهرش همچون خورشيدي در قلب شهرستان قم مي درخشد و همواره فيض بخش و نورافشان دلها و جانهاي تشنه معارف حقاني است.

 


 آن حضرت در واقع بتول دوم و جلوه اي از وجود حضرت زهرا سلام الله عليها بود.در طهارت نفس امتيازي خاص و بسيار والاداشت كه امام هشتم برادر تني آن حضرت او را (كه نامش فاطمه بود) معصومه خواند.فرمود: «من زار المعصومة بقم كمن زارني» : (كسي كه حضرت معصومه عليها سلام را در قم زيارت كند مانند آن است كه مرا زيارت كرده است).


مقام علم و عرفان او در مرحله اي است كه در فرازي از زيارتنامه غير معروف او چنين مي خوانيم: «السلام عليك يا فاطمه بنت موسي بن جعفر و حجته و امينه» ‍:  (سلام بر تو اي فاطمه دختر موسي بن جعفر و حجت و امين از جانب موسي بن جعفر).و باز مي خوانيم: «السلام عليك ايتها الطاهرة الحميدة البرة الرشيدة التقية الرضية المرضية»: (سلام بر تو اي بانو پسنديده نيك سرشت، اي بانوي رشد يافته، پاك طينت، پاك روش، شايسته و پسنديده).بدين لحاظ و مقامات عالي معنوي آن بانوست كه حضرت رضا عليه السلام در فرازي از زيارتنامه معروفش به ما آموخته كه در كنار مرقدش خطاب به او بگوييم: «يا فاطمه اشفعي لي في الجنة فان لك عندالله شانا من الشان».

(اي فاطمه! در بهشت از من شفاعت كن چرا كه تو در پيشگاه خداوند داراي مقامي بس ارجمند و والا هستي).امام صادق عليه السلام سالها قبل از ولادت حضرت معصومه عليها سلام  در توصيف قم سخن گفته و آن مكان را حرم خاندان رسالت خوانده بود. آنگاه فرمود: به زودي بانويي از فرزندانم به سوي آن كوچ كند كه نامش فاطمه دختر موسي بن جعفر است و با شفاعت او همه شيعيانم وارد بهشت مي شوند.


ادامه مطلب
[ پنج شنبه هشتم مرداد 1394 ] [ 10:48 ] [ منجی ] [ بدون نظر ]
پیامک ماه رمضان

روزه هنگام سوال است و دعا / پر زدن با بال همت تا خدا

شهر یکرنگی و بی آلایشی / ماه تقصیر و گنه فرسایشی

ماه رمضان بر شما مبارک

 

 

س ام اس ماه رمضان

اس ام اس ماه رمضان

 

رمضان آمد و روان بگذشت / بود ماهی به یک زمان بگذشت

شب قدری به عارفان بنمود / این معانی از آن بیان بگذشت

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان بر شما مبارک

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه سوم تیر 1394 ] [ 16:41 ] [ منجی ] [ یک نظر ]
حـرف های یـواشكی با خـدا ...

گفتم: خسته‌ام.


گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
.:: از رحمت خدا نا امید نشید (زمر/53) ::.

گفتم: هیشکی نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره.

گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.

گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم.

گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید

.:: ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16) ::.

گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!

گفتی: فاذکرونی اذکرکم 

.:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟

گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا

.:: تو چه می‌دونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63) ::.

گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟

گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الل

.:: کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/109) ::.

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره‌ کنی تمومه!

گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم

.:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟

گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم

.:: خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.

گفتم: دلم گرفته.

گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا 

.:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/58) ::.

گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله.

گفتی: ان الله یحب المتوکلین

.:: خدا اونایی رو که توکل می‌کنن دوست داره (آل عمران/159) ::.

گفتم: خیلی چاکریم!

ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که:
و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره

.:: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت می‌کنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا می‌کنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنن (حج/11) ::.

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم.

گفتی: فانی قریب 

.:: من که نزدیکم (بقره/186) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد بهت نزدیک شم.

گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال

.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/205) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم 

.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/22) ::.

گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی.

گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه 

.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/90) ::.

گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار می‌تونم بکنم؟

گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده 

.:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/104) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم.

گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب

.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/2-3) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟

گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا

.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/53) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟

گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله

.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/135) ::.

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم! ... توبه می‌کنم: یا غافر الذنب، اغفر ذنوبی جمیعا

گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین

.:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/222) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک

گفتی: الیس الله بکاف عبده 

.:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/36) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟ 

گفتی: یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما

.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/42-43) ::.

[ یکشنبه بیستم اردیبهشت 1394 ] [ 10:21 ] [ منجی ] [ بدون نظر ]
نوروز94

یا مقلب قلب حیدر شاد نیست

یا محول حال این اعیاد نیست

سردرون چاه در لیل و نهار

ای علی جان فاطمی کن این بهار

یا مقلب قلب مهدی شاد نیست

یا مدبر خانه ام آباد نیست

یا محول احسن الحالم کجاست

مرهم زخمم ،علی مرتضی است

نوروزتان فاطمی

[ یکشنبه دوم فروردین 1394 ] [ 13:2 ] [ منجی ] [ بدون نظر ]
هيچ داري از دل مهدي خبر؟


هيچ داري از دل مهدي خبر؟
گريه هاي هرشبش را تا سحر؟
اوکه ارباب تمام عالم است
 من بميرم سر به زانوي غم است .
شيعيانّ! مهدي غريب و بي کس است

جان مولا معصيت ديگر بس است

شيعيان !بس نيست غفلت هايمان؟
غربت و تنهايي مولايمان؟
ماعبيد و عبد دنيا گشته ايم
غافل از مهدي زهرا گشته ايم
من که دارم ادعاي شيعه گي
چه بگويم من به جز شرمندگي...

[ جمعه پانزدهم اسفند 1393 ] [ 10:0 ] [ منجی ] [ بدون نظر ]
فاطمیه

 

 

 

 

دیگر آن خنده‌ی زیبا به لب مولا نیست
همه هستند ولی هیچ کسی زهرا نیست
قطره‌ی اشک علی تا به ته چاه رسید
چاه فهمید که کسی همچو علی تنها نیست

[ پنج شنبه چهاردهم اسفند 1393 ] [ 9:51 ] [ منجی ] [ 3 نظر ]
پیامک مهدوی

مولای من ،

دنیا رنگ سیاهی گرفته مولا جان ، جواب قلب خسته ام را چه بدهم؟

به چه زبانی باید درد دلم را با تو بگوییم؟

می دانم که می آیی و من به امید آمدنت با سکوت ، 

دست به آسمان " خدا " بلند میکنم و میگویم :

اللهم عجل لولیک الفرج

.........................

یا ابا صالح المهدی (عج)

تنها آرزو نمی کنم بیایی

چون همه میدادنند میایی

آرزو می کنم وقتی می آیی

چشمانم شرمسار نگاه مهربانت نباشد…

...................................


 


ادامه مطلب
[ یکشنبه دوازدهم بهمن 1393 ] [ 10:45 ] [ منجی ] [ یک نظر ]
شرح شهادت امام رضا (ع) در منابع اسلامي

شرح شهادت امام رضا (ع) در منابع اسلامي
در روايتي از اباصلت آمده است: «مأمون، امام رضا (ع) را فراخواند و آن حضرت را مجبور كرد از انگور بخورد. آن حضرت به واسطه آن انگور مسموم شد.»


درباره نحوه شهادت امام رضا (ع)، بيشتر عالمان شيعه و همچنين تعداد زيادي از علماي اهل سنت، قائل هستند كه آن حضرت مسموم و شهيد شده است. البته درباره عامل شهادت امام هشتم، اختلاف‌نظرهايي وجود دارد؛ اما قول مشهور اين است كه آن حضرت، توسط «مأمون» خليفه عباسي مسموم و به شهادت رسيد.


برخي از علماي اهل سنت بر اين نظرند كه مأمون، امام رضا (ع) را مسموم نكرده است و براي اين گفته خود دلائلي هم ذكر مي‌كنند. از جمله آن دلائل اين است كه مأمون دختر خود را به همسري امام جواد (ع) درآورد. مأمون به برتري امام رضا (ع) در برابر علما استدلال مي‌كرد. بعد از درگذشت امام رضا (ع) مأمون بسيار ناراحت و غمگين بود و...
در ادامه خواهيم گفت كه به هيچ يك از دلائل در اين رابطه نمي‌توان استناد كرد.


همچنين عده‌اي از علماي اهل سنت نيز بر اين باورند كه امام رضا (ع) مسموم شده است و عامل جنايت، عباسيان اما شخصي غير از مأمون، بوده است. براي مثال؛ ابن‌جوزي مي‌گويد: «وقتي عباسيان ديدند خلافت از دست آنها خارج شد (به واسطه ولايت‌عهدي) و به دست علويان افتاد، امام رضا (ع) را مسموم كردند.» اين قول نيز چندان صحيح به نظر نمي‌رسد؛ زيرا «بيشتر مورخان و راويان اجماع دارند كه مأمون سم را به امام (ع) داده نه غير او.»


همچنين روايات مستندي از امام رضا (ع) وارد شده است كه در آن، حضرت شهادت خود را پيش‌گويي كرده و عامل اين جنايت را مأمون دانسته است. امام رضا (ع) به هرثمة بن اعين مي‌گويد: «موقع مرگ من فرا رسيده است. اين طاغي (مأمون) تصميم گرفته مرا مسموم كند...»


عده‌اي از پژوهشگران معتقدند كه شورش عباسيان در بغداد و تصميم مأمون براي حضور در اين شهر، سبب شد تا اطرافيان اين خليفه به وي هشدار دهند كه در نبود وي و حضور وليعهد ـ كه منظور امام رضا (ع) بود ـ كار حكومت به مشكل برخواهد خورد و به همين دليل، مأمون، امام رضا (ع) را به شهادت رساند.
به نظر مي‌رسد انگيزه اصلي مأمون در به شهادت رساندن امام رضا (ع) همين مطلبي باشد كه ذكر شد. چرا كه قيام عباسيان در بغداد جز به خاطر ترس از روي كار آمدن علويان نبوده است.


طبري مي‌نويسد: «مأمون نامه‌اي به بني‌عباس در بغداد نوشت و مرگ علي بن موسي (ع) را به آنان اعلام كرد و از آنان خواست كه به اطاعت او درآيند؛ زيرا دشمني آنان با او جز با بيعت وي با علي بن موسي (ع) نبوده است.»

شهادت امام رضا (ع),نحوه شهادت امام رضا (ع),زندگینامه امام رضا (ع)

از ديگر موجباتي كه مورخان در قتل امام رضا (ع) ذكر كرده‌اند، كينه‌اي مي‌دانند كه مأمون از امام رضا (ع) به دل گرفته بود. طبرسي مي‌نويسد: «علتي كه موجب شد مأمون، امام رضا (ع) را به شهادت برساند، اين بود كه آن حضرت بي‌محابا (و بدون ترس) حق را در برابر مأمون اعلام مي‌كرد. در بيشتر موارد در مقابل او قرار مي‌گرفت كه موجب عصبانيت و كينه او مي شد...»


همانگونه كه بيان شد، از نظر روايات شيعي، شكي نيست كه مأمون، حضرت رضا (ع) را مسموم كرد. اما اينكه كيفيت اين عمل چگونه بوده است، چند نوع روايت وجود دارد كه به آنها اشاره مي‌كنيم.


روايتي را شيخ مفيد از عبدالله بن بشير نقل كرده كه عبدالله گفت: «مأمون به من دستور داد كه ناخن‌هاي خود را بلند كنم ... سپس مرا خواست و چيزي به من داد كه شبيه تمر هندي بود و به من گفت: اين را به همه دو دست خود بمال ... سپس نزد امام رضا (ع) رفت و به من دستور داد كه انار براي ما بياور. من اناري چند حاضر كردم و مأمون گفت: با دست خود آن را بفشار.

 

من فشردم و مأمون آن آب انار را با دست خود به حضرت خورانيد و همان سبب مرگ آن حضرت شد و پس از خوردن آن آب انار، دو روز بيشتر زنده نماند.»


روايت ديگري را شيخ مفيد از محمد بن جهم ذكر كرده كه مي گويد: «حضرت رضا (ع) انگور دوست مي‌داشت. پس قدري انگور براي حضرت تهيه كردند. در حبه‌هاي آن به مدت چند روز سوزن‌هاي زهرآلود زدند. سپس آن سوزن‌ها را كشيده و نزد آن بزرگوار آوردند ... آن حضرت از آن انگورهاي زهرآلود بخورد و سبب شهادت ايشان شد.»


روايتي از اباصلت هروي نيز نقل شده كه مي گويد: «مأمون، امام رضا (ع) را فراخواند و آن حضرت را مجبور كرد از انگور بخورد. آن حضرت به واسطه آن انگور مسموم شد.»


بنابراين، ادله‌اي كه اهل سنت ذكر كرده‌اند كه مأمون امام رضا (ع) را به شهادت نرسانده بي‌اساس است؛ چرا كه مأمون فردي بود كه به خاطر حكومت، برادرش امين را به قتل رساند و محبوبيت امام رضا (ع) در نزد او از برادرش بيشتر نبود. و گريه ظاهري او بعد از مرگ امام (ع) به جهت منحرف كردن اذهان علويان و طرفداران امام رضا (ع) بوده است.


بعد از شهادت امام رضا (ع) شيعيان، بدن شريف آن حضرت را در خراسان تشييع كردند. اين تشييع جنازه به حدي پر شور بود كه تا آن زمان مثل آن ديده نشده بود. همه طبقات در تشييع جنازه امام حاضر شدند. آن امام همام، در سال 203 قمري در شهر طوس به خاك سپرده شد و بارگاه عظيمش امروز ميزبان صدها هزار عزادار است، در حالي كه هيچ نشاني از خلافت پهناور مأمون وجود ندارد.

منبع:fardanews.co


ادامه مطلب
[ دوشنبه اول دی 1393 ] [ 15:56 ] [ منجی ] [ بدون نظر ]
1 - خواب شهيد ثانى

شيخ بهائى از پدرش مرحوم شيخ حسين -كه از شاگردان برجسته شهيد بوده است- نقل مى‏كند: صبحگاهى به نزد استاد رفتم. در فكر فرو رفته بود. از سبب آن پرسيدم، فرمود: شب در خواب ديدم كه "سيّد مرتضى علم الهدى" تمام علماى اماميه را دعوت كرده است، همين كه من وارد شدم به پا ايستاد و فرمود: نزد شهيد اول (محمدبن مكى) بنشين.

من هم حسب الامر ايشان، نزد شهيد نشستم، امّا بعد از حضور ميهمانها بيدار شدم و اينك به اين خواب فكر مى‏كنم؛ تصوّر مى‏كنم مرگم در شهادت باشد.

 

عاقبت، آن رؤياى رحمانى تحقق يافت و در عهد سلطان سليم عثمانى در سال ( 966) هجرى قمرى، در اثر سعايت بعضى از اهل سنت، دستگير شد و در راه اسلامبول سر از بدن او جدا كردند و براى سلطان [13] آوردند.

[ دوشنبه اول دی 1393 ] [ 15:40 ] [ منجی ] [ 2 نظر ]
خاندان مهدى‏عليه السلام

 

اميرالمؤمنين‏عليه السلام  در معرفى خاندان حضرت مهدى‏عليه السلام  از تعابير زيادى استفاده كرده‏اند و هر يك از آن‏ها به گوشه‏ اى از واقعيّت دلالت دارند كه در مجموع به همراه توصيفات ديگرى كه از ساير ائمه ‏عليهم السّلام  نقل شده است به طور كامل شخصيّت امام عصرعليه السلام  را به انسان‏ها مى‏شناسانند. به عنوان مثال در يك جا مى‏فرمايند: آن حضرت از قريش است. در مورد ديگر وى را از بنى‏هاشم معرفى مى‏كنند. در ضمن يكى ديگر از سخنانشان او را از عترت پيامبرصلى الله عليه و آله  مى‏خوانند و... كه هر كدام از اين عبارات به بُعد خاصّى از شخصيت امام زمان‏عليه السلام  دلالت دارند و در نتيجه اين اختلاف در الفاظ و عبارات با يكديگر منافاتى ندارند و همه آن‏ها اوصاف يك حقيقت نورانى را روشن مى‏كنند.


ادامه مطلب
[ شنبه پنجم مهر 1393 ] [ 15:43 ] [ منجی ] [ 4 نظر ]
تبليغ و دعوت

تبليغ پيام ولايت و دعوت به اطاعت خدا و پيامبر و امام، جلوه با شكوه انتظار منتظران است. آنكس كه چشم انتظار دولت با شكوه امام زمان(عليه السلام)اسلام است و به آميزه نورانى دنيا، در پناه حاكميت قرآن و دين چشم دوخته است، هرگز اين همه را براى نجات شخص خويش نمى طلبد و تنها به فكر سعادت و بهروزى خود نيست، بلكه به نجات و رهايى همه انسانها، همه مستضعفين، همه گمراهان مى انديشد و به سعادت همه بندگان خدا دل بسته است. چنين كسى نه در دوران و نه در زمان ظهور نمى تواند نسبت به دعوت و تبليغ ديگران بى تفاوت باشد.

                در دوره غيبت هر جا گمراهى را مى بيند و معصيت كارى را مشاهده مى كند مى سوزد و در راستاى هدايت او هر چه از دستش برآيد انجام مى دهد. او نه تنها آلودگى و گمراهى مردم را تاب نمى آورد بلكه بر كم توجّهى آنان به ساحت مقدّس مولايش نيز آزرده خاطر و ناراحت مى شود:


ادامه مطلب
[ پنج شنبه سی ام مرداد 1393 ] [ 18:16 ] [ منجی ] [ 4 نظر ]
وظيفه مدعيان انتظار

حكايتى را شنيده بودم و در بعضى كتاب‏ها هم نوشته‏اند، چكيده‏اش اين است كه مردى طالب ديدار بود و در اين راه رياضت‏ها كشيده‏اند. شبى به او نويد مى‏دهند كه در فلان شهر (يكى از بلاد را نام مى‏برند) اين فيض نصيب تو مى‏شود. او خود را به آن شهر مى‏رساند. به او نويد داده مى‏شود كه امام درب دكان فلان كاسب قفل و كليد ساز نشسته‏اند. وى خود را به آن دكان رساند و به فيض ديدار نائل شد؛ اما در اثنا ملاحظه كرد كه پير زنى فرتوت قفلى را به بازار آورده و از بيچارگى آن را در معرض فروش قرار داده است. اهل بازار هر كدام آن قفل را به قيمت ناچيز ارزيابى نمودند، جز كاسبى كه امام در كنار دكّان او جلوس نموده بود؛ اين كاسب ارزش واقعى قفل را اعلام داشت و گفت: با اندك تنزّلى حاضرم آن را بخرم و به همان مقدار كمى كه تنزّل دادم در سود خود بسنده مى‏كنم.

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیستم خرداد 1393 ] [ 3:30 ] [ منجی ] [ بدون نظر ]
حديث بناى مسجد جمكران

مرحوم محدث نورى در كتاب "نجم الثاقب" چنين آورده است:

شيخ فاضل حسن‏بن محمدبن حسن قمى، معاصر شيخ صدوق در "تاريخ قم" نقل كرده از كتاب "مونس‏الحزين فى معرفة الحق واليقين" از مصنفات شيخ ابى جعفر محمدبن بابويه قمى به اين عبارت: باب بناى مسجد جمكران از قول حضرت امام محمد مهدى عليه صلوات‏اللَّه الرحمن؛ سبب بناى مسجد مقدّس جمكران و عمارت آن به قول امام‏عليه‏السلام اين بوده است كه شيخ عفيف صالح حسن‏بن مثله [12] جمكرانى‏رحمةاللَّه مى‏گويد كه: من شب سه شنبه، هفدهم ماه مبارك رمضان سنه ثلث و تسعين

 

در سراى خود خفته بودم كه ناگاه جماعتى از مردم به درِ سراى من آمدند. نصفى از شب گذشته مرا بيدار كردند و گفتند: برخيز و طلب امام محمد مهدى صاحب الزمان - صلوات اللَّه عليه - را اجابت كن كه ترا مى‏خواند.

حسن گفت: من برخاستم، به هم برآمدم و آماده شدم. گفتم: بگذاريد تا پيراهن بپوشم.

آواز آمد كه "هو ما كان قميصك؛ پيراهن ببر مكن كه از تو نيست". دست فرا كردم و سراويل خود را برگرفتم.

آواز آمد كه "ليس ذلك منك، فخد سراويلك" يعنى آن سراويل كه بر گرفتى از تو نيست، از آن خود برگير. آن را انداختم و از خود برگرفتم و پوشيدم و طلب كليد درِ سراى كردم.

آواز آمد كه "الباب مفتوح"، چون به در سراى آمدم، جماعتى از بزرگان را ديدم، سلام كردم و جواب دادند و ترحيب كردند. (يعنى مرحبا گفتند) مرا بياوردند تا بدان جايگاه كه اكنون مسجد است. چون نيك بنگريدم تختى ديدم نهاده، و فرشى نيكو بر آن تخت گسترده، و بالشهاى نيكو نهاده، و جوانى سى ساله بر آن تخت تكيه بر چهار بالش كرده، و پيرى پيش او نشسته و كتابى در دست گرفته و بر آن جوان مى‏خواند، و فزون از شصت مرد، بر اين زمين بر گِرد او نماز مى‏كنند كه بعضى جامه‏هاى سفيد و بعضى جامه‏هاى سبز داشتند و آن پير، حضرت خضر بود. پس آن پير مرا نشاند.

حضرت امام‏عليه‏السلام مرا به نام خود خواند و گفت: برو و حسن مسلم را بگو كه تو چند سال است كه عمارت اين زمين مى‏كنى و مى‏كارى و ما خراب مى‏كنيم و پنج سال است كه زراعت مى‏كنى و امسال ديگر باره باز گرفتى و عمارتش مى‏كنى، رخصت نيست كه تو در اين زمين ديگر باره زراعت كنى، بايد هر انتفاع كه از اين زمين برگرفته‏اى رد كنى تابدين موضع مسجد بنا كنند؛ [13] و بگو حسن مسلم را كه: اين زمين شريفى است و حق تعالى اين زمين را از زمين‏هاى ديگر برگزيده است و شريف كرده و تو آن را زمين خود گرفتى. و دو پسر جوان خداى عزوجل از تو باز ستاند و تو تنبيه نشدى و اگر نه چنين كنى، آزار وى به تو رسد آنچه كه تو از آن آگاه نباشى.

حسن مثله گفت: يا سيدى و مولاى! مرا در اين نشانى بايد كه جماعت سخن بى نشان و حجت نشنوند و قول مرا مصدَّق ندارند.

گفت: "انا سنعلم هناك" ما در اينجا علامتى بگذاريم تا تصديق قول تو باشد. تو برو و رسالت ما بگذار، و به نزديك سيد ابوالحسن رو و بگو تا برخيزد و بيايد و آن مرد را حاضر كند و انتفاع چند ساله كه گرفته است، از او طلب كند و بستاند و به ديگران دهد تا بناى مسجد بنهند، و باقى وجوه از رهق به ناحيه اردهال كه ملك ماست بيارد و مسجد را تمام كند. و يك نيمه رهق را وقف كرديم بر اين مسجد كه هر ساله وجوه آن را بياورند و صرف عمارت مسجد بكنند؛ و مردم را بگو تا رغبت بكنند بدين موضع، و آن را عزيز دارند، و چهار ركعت نماز اينجا بگزارند: دو ركعت تحيت مسجد، در هر ركعتى يك بار الحمد و هفت بار "قل هواللَّه احد" و تسبيح ركوع و سجود هفت بار بگويند و دو ركعت نماز امام صاحب الزمان‏عليه‏السلام بگزارند بر اين نسق، چون فاتحه خوانَد و به "اياك نعبد و اياك نستعين" رسد، صد بار آن را بگويد و بعد از آن فاتحه را تا آخر بخواند [14] و ركعت دوم را نيز، به همين طريق بگزارد و در ركوع و سجود هفت بار تسبيح بگويد و چون نمازش را تمام كرد تهليل بگويد و تسبيح فاطمه زهراعليهاالسلام، و چون از تسبيح فارغ شود سر به سجده نهد و صد بار صلوات بر پيغمبر و آلش - صلوات اللَّه عليهم - بفرستد. و اين نقل از لفظ مبارك امام‏عليه‏السلام است كه "فمن صلّيهما فكأنّما صلّى في البيت العتيق" يعنى هر كه اين دو ركعت نماز را بگزارد، چنان باشد كه دو ركعت نماز در كعبه گزارده است.

حسن مثله جمكرانى گفت كه: من چون اين سخن بشنيدم با خويشتن گفتم كه: گويا اين موضع است كه تو مى‏پندارى "إنّما هذا المسجد للإمام صاحب الزمان" و اشارت بدان جوان كردم كه در چهار بالش نشسته بود. پس آن جوان به من اشارت كرد كه برو. من بيامدم و چون پاره‏اى راه را بيامدم، ديگر باره مرا باز خواندند و گفتند:

بزى در گله جعفر كاشانى راعى است، بايد آن بز را بخرى، اگر مردم ده بها نهند بخر و اگر نه، تو از خاصه خود بده، و آن بز را فردا شب بياور و بدين موضع بكش. و روز هجدهم ماه مبارك رمضان، گوشت آن بز را بر بيماران و كسى كه علتى داشته باشد سخت، انفاق كن كه حق تعالى همه را شفا دهد، و بز ابلق است و موهاى بسيار دارد و هفت علامت دارد: سه بر جانبى و چهار بر جانبى (كذو الدرهم [15] سياه و سفيد همچون درمها)

 

پس رفتم، مرا ديگر باره باز گردانيد و گفت: هفتاد روز يا هفت روز ما اينجائيم، اگر بر هفت روز حمل كنى دليل كند بر شب قدر كه بيست و سيم است و اگر بر هفتاد حمل كنى شب بيست و پنجم ذى القعدة الحرام بُود كه روزى بزرگوار است.

پس حسن مثله گفت: من بيامدم و تا خانه آمدم و همه شب در آن انديشه بودم تا صبح اثر كرد. فرض بگزاردم و نزديك على المنذر آمدم و آن احوال با وى بگفتم. او با من بيامد و رفتيم بدان جايگاه كه مرا شب برده بودند. پس گفت: باللَّه نشان و علامتى كه امام‏عليه‏السلام مرا گفت يكى اين است كه زنجيرها و ميخها اينجا ظاهر است.

پس به نزديك سيد ابوالحسن الرضا شديم، چون به در سراى وى برسيديم، خَدَم و حَشَم وى را ديديم كه مرا گفتند: از سحرگاه سيد ابوالحسن در انتظار تو است. تو از جمكرانى؟ گفتم: بلى.

من در حال به درون رفتم و سلام كردم و خدمت كردم، جواب نيكو داد و اعزاز كرد و مرا به تمكين نشاند و پيش از آنكه من حديث كنم مرا گفت: اى حسن مثله! من خفته بودم كه در خواب شخصى مرا گفت: مردى حسن مثله نام، از جمكران پيش تو آيد بامداد، بايد آنچه گويد سخن او را مصدّق دارى و بر قول او اعتماد كنى كه سخن او سخن ماست و بايد كه قول او را رد نگردانى. از خواب بيدار شدم و تا اين ساعت منتظر تو بودم.


ادامه مطلب
[ یکشنبه هفتم اردیبهشت 1393 ] [ 11:14 ] [ منجی ] [ 5 نظر ]
چهل حدیث مستند درباره کربلا و عاشورا

فرهنگ > دین و اندیشه - حدیث کربلا، حدیث حریت و حماسه هاست و روایتش روایت رویش و خیزش، و سرودش همیشه سرخ و حیات بخش و حرکت زا.

در خصوص کربلا و حماسه همیشه جاوید عاشورا، در کتابی با نام «سیمای کربلا، حریم حریت» سخن گفته ایم و چندین حدیث ازاحادیث این دفتر را نیز در آنجا البته با شرح و بسطی بیشتر آورده ایم.دیگر لازم نیست در این مقدمه حرف به درازا کشد، تنها به تذکر چند نکته که در فهم بهتر این مجموعه می تواند مفید باشد بسنده می شود:

1. روایتهایی که درباره کربلا، بویژه زیارت آستان قدس حسینی علیه السلام، در منابع روایی آمده است. بیشتر از اینها است که در یک مجموعه چهل حدیثی بگنجد، ما از صدها حدیث، این چهل نمونه را، از سخنان برگزیدگان خدا برگزیده ایم.

2. احادیث از کتابهای معتبر نقل شده و بیشتر آنها را در کتاب وزین کامل الزیارات می توان دید، کتابی که در نظر دانشوران شیعی معتبر است و محکم.


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیستم آبان 1392 ] [ 10:12 ] [ منجی ] [ 5 نظر ]
مهدي شخصي نه مهدي نوعي

برادران اهل سنّت در رابطه با مهدي موعود - صلوات اللّه عليه - مي گويند: ما به مهدي نوعي عقيده داريم. به عبارت ديگر: ما منکر مهدي موعود نيستيم، احاديثي که از رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله و سلّم در باره او صادر شده، مورد قبول ماست ولي مي گوييم او هنوز متولد نشده و معلوم نيست چه کسي است اما در آينده متولّد مي شود و بعد از بزرگ شدن، قيام مي کند و حکومت جهاني واحد تشکيل مي دهد، او از نسل فاطمه و از فرزندان حسين عليهم السّلام است. [1] مثلاً شبراوي شافعي در الاتحاف [2] مي گويد:
«شيعه عقيده دارد مهدي موعود - که احاديث صحيحه در باره او وارد شده - همان پسر حسن عسکري خالص است، و در آخرالزمان ظهور خواهد کرد، ولي صحيح آن است که او هنوز متولّد نشده و در آينده متولّد و بزرگ مي شود و او از بزرگان آل بيت کريم است».
ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه [3] ذيل خطبه 16 مي گويد: «اکثر محدّثين عقيده دارند مهدي موعود از نسل فاطمه عليها السلام است و اصحاب ما معتزله آن را انکار نمي کنند و در کتب خود به ذکر او تصريح کرده اند و شيوخ ما به او اعتراف کرده اند، فقط فرق آن است که او به عقيده ما هنوز متولّد نشده و بعداً متولّد خواهد گرديد».
ايشان مي گويد: «وَ اَمّا اَصْحابُنا فَيَزْعَمُونَ اَنَّهُ فَاطِمِيُّ يُولَدُ فِي مُسْتَقْبَلِ الزَّمانِ لاُمِّ وَلَدٍ وَ لَيْسَ بِمَوْجُودٍ اَلا ن» [4] و باز مي گويد: «وَ عِنْدَ اَصْحابِنا أنَّهُ غَيْرُ مَوْجُودٍ اَلا نَ وَ سَيُوجَدُ، وَ عِنْدَ اْلاِماميَّةِ اَنَّهُ مَوْجُودٌ اَلا نَ». [5] .
نا گفته نماند که اهل سنّت بر اين گفته خود، دليلي از احاديث يا آيات نياورده اند، فقط شهرتي است که در ميان ايشان به وجود آمده است و اين يکي از نتايج منزوي شدن اهل بيت عليهم السّلام و غصب خلافت اسلامي است. چنانکه در مقدمه کتاب به آن اشاره شد. وانگهي احاديث منقوله در کتب اهل سنّت عيناً عقيده شيعه را مي رساند و در آن احاديث مي خوانيم که: مهدي موعود - صلوات اللّه عليه - دوازدهمين امام از ائمّه دوازده گانه و نهمين فرزند امام حسين عليه السّلام و چهارمين فرزند امام رضا عليه السّلام و فرزند بلافصل امام حسن عسکري عليه السّلام است.
و نيز روايات اهل سنّت مي گويد که آن حضرت در سال 255 هجري در نيمه شعبان در شهر «سامرا» از مادري به نام «نرجس» به دنيا آمده است. بنابراين، شيعه و اهل سنّت در مهدي موعود اختلاف و شکّي ندارند و هر دو عقيده به مهدي شخصي دارند منتها دورانهاي تاريک و انزواي اهل بيت و عصر حکومتهاي سياه بني اميّه و بني عبّاس مانع از آن شد که اهل سنّت چيزي را که در کتابهاي خود نوشته و نقل کرده اند در ميان خود شهرت بدهند و مانند شيعه منتظر آمدن مهدي شخصي - سلام اللّه عليه - باشند.
ما اينک بعضي از دلايلي را که بر مهدي شخصي دلالت دارند از کتب برادران اهل سنّت نقل کرده و در باره آنها توضيح مي دهيم:


ادامه مطلب
[ دوشنبه چهارم شهریور 1392 ] [ 7:54 ] [ منجی ] [ یک نظر ]
آداب ماه ضيافت الهي

ماه خير و بركت، ماه نزول رحمت، ماه ميهماني و ضيافت الهي، بار ديگر ما را به يك فضاي معنوي غيرقابل وصفي مي كشاند، فضايي آكنده از عشق به خدا، و دنيايي از صفا و صميميت كه يك ماه به طول مي انجامد. اينجاست كه بر همه لازم است كه قدر اين ضيافت را بدانند و پيشاپيش خود را براي ورود به اين ميهماني آماده كنند، خداپرستان مي دانند كه اين ضيافت با ديگر ميهماني ها فرق دارد. در اين جا ميزبان خالق يكتا است و انبياء الهي پذيرايي كنندگان و فرشتگان، خدمتگزاران اين خوان هستند. در اين ميهماني فرشتگان پيوسته بر موحدان سلام گفته و با كشيدن بالهاي خود بر روزه داران، گناه ميهمانان را از بين مي برند و پاك مي كنند .

براي اين ميهماني در آتش و خشم خداوندي بسته، در بهشت و رحمت پروردگار باز و دست شياطين و خناسان و وسوسه گران غل و زنجير شده است

اين ضيافت در نگاه پيامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) آنقدر مهم است كه در آخرين جمعه شعبان مردم را به آمادگي هاي لازم براي ورود به ماه خدا فرامي خواند.

در اين ماه بايد تمام اعضا و جوارح ما روزه دار باشد، و با ادب خاص خود وارد اين ميهماني بي مانند بشويم. نه دست خطا كند و نه پا و نه چشم و گوش

آداب مهماني خدا

شايد برخي چنين فكر كنند كه ميهماني خدا فقط در اين خلاصه مي شود كه يك روزه دار همراه ديگر روزه داران در وقت سحر به امساك پرداخته و در پايان روز به افطار بپردازد، و همين مسئله همه ساله تكرار مي شود. اما اين به تنهايي هرگز كافي نيست چرا كه هدف اين نبوده كه مسلمانان فقط چند ساعتي از روز و چند روزي از سال از خوردن و آشاميدن خودداري كنند بلكه در اين يك ماه بايد جهاد كنند، جهادي پيگير و تلاشي مستمر در راستاي تهذيب نفس و اصلاح خويش. اين يك ماه كلاس آموزش و تمرين آموخته ها است. كلاسي براي آزمودن فضائل اخلاقي و تلاش براي ترك رذائل شيطاني و ضداخلاقي، كه از جمله اين فضائل است ................


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و سوم تیر 1392 ] [ 17:16 ] [ منجی ] [ بدون نظر ]
ابدال يا پيشكاران امام زمان (عجّ)

دي شيخ با چراغ همي گشت گرد شهر كز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتم كه يافت مي نشود، گشته ايم ما گفت آنچه يافت مي نشود، آنم آرزوست


مدخل

بر اساس برخي روايات و احاديث اسلامي، گروهي از مردم جزو «ابدال» هستند؛ يعني آنهايي كه هرگز زمين از وجود پربركتشان خالي نمي ماند.

بدين جهت، برخي مي پرسند كه اينان چه كساني هستند، چند نفرند، از كدام شهر و ديار مي باشند، ويژگي هاي آنان كدام است، در كجا زندگي مي كنند، و آيا در زمان غيبت امام مهدي عليه السلام نقشي دارند يا نه؟

ابدال كيانند؟

در اين كه ابدال چه كساني هستند، نظرها متفاوت است كه ذيلاً اشاره مي شود:
1. جانشينان پيامبران


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392 ] [ 8:9 ] [ منجی ] [ یک نظر ]
ولادت حضرت زهرا

 

عالم زفروغ احمدي لبريز است           از جلوي حي سرمدي لبريز است

ميلاد بتول است و فضاي مكه              از عطر گل محمدي لبريز است

...................................................................................................................

بركوكب آسمان عصمت صلوات         بر فاطمه گوهر نبوت صلوات

بر مادر يازده امام بر حق                 از صبح ازل تا به قيامت صلوات

[ سه شنبه دهم اردیبهشت 1392 ] [ 18:10 ] [ منجی ] [ 9 نظر ]
پاتوق عمارها ، اخبار ، صالحون