خوشابه حال سال 90

خوشابه حال سال 90

ماه دوازدهمش رادید وعمرش به سر رسید

میترسم

عمرم به سر رسد وماه دوازدهمم را ندیده باشم.....!!!

 

اللهم عجل لولیک الفرج

التماس دعا



موضوعات مرتبط: پیامک های مهدوی
[ سه شنبه اول فروردین 1391 ] [ 0:17 ] [ منجی ]

خوش آن زمان که برآید به یک کرشمه دو کار

 

 

خوش آن زمان که برآید به یک کرشمه دو کار?یکی ظهور امام و یکی شروع بهار



موضوعات مرتبط: اشعار مهدوی
[ سه شنبه اول فروردین 1391 ] [ 0:12 ] [ منجی ]

پیامک های مهدوی ویژه عید

السلام علیک یا اباصالح المهـدی
خود گفتی که وعده در بهار است
بهــار آمــد دلــم در انتظــار اسـت
بهار هر کسی عید است و نـوروز
بهــار عاشقــان دیـدار یـار اســت
اللّهم عجل لولیک الفرج

*************

السلام علیک یا اباصالح المهدی
یارب عیـد اسـت عطا بر همه ده
بر مـاتم و انـدوه همـه خاتمـه ده
پایان غـم همـه ظهور مهـدیست
تعجیل فـرج به مهـدی فاطـمه ده
اللّهم عجل لولیک الفرج

*************



موضوعات مرتبط: پیامک های مهدوی

ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 ] [ 23:59 ] [ منجی ]

ساخت مسجد جمکران شيخ حسن بن مثله جمكرانى

 شيخ حسن بن مثله جمكرانى

شيخ فاضل، حسن بن محمّد بن حسن قمى، معاصر صدوق در تاريخ قم از كتاب (مونس الحزين فى معرفة الحق واليقين) كه از نوشته هاى به تصنيف درآمده شيخ ابى جعفر محمّد بن بابويه قمى است نقل كرده به اين عبارت در مورد ساخت مسجد جمكران از قول حضرت مهدي (عليه السلام) كه باعث بنا شدن ساختمان مسجد مقدس جمكران وعمارت آن به قول امام (عليه السلام) اين بوده كه شيخ عفيف صالح، حسن بن مثله جمكرانى نقل مى كند كه من در شب سه شنبه هفدهم ماه مبارك رمضان در سال 393 هجرى قمرى در خانه خود خوابيده بودم كه ناگهان گروهى از مردم به در خانه من آمدند. نصفى از شب گذشته بود كه مرا بيدار كردند وگفتند: بلند شو وخواسته امام مهدى صاحب الزّمان (عليه السلام) را اجابت كن كه تو را مى طلبد...



موضوعات مرتبط: داستان های امام زمان

ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390 ] [ 18:51 ] [ منجی ]

کد همخوانی مهدی امام منتظر ای نسل بهترین بشر

قسمتی از متن

مهدی امام منتظر        ای نسل بهترین بشر

خورشید مخفی پشت ابر      ای اختر و نور سحر

دریافت کد

 



موضوعات مرتبط: کد های مذهبی
[ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 19:0 ] [ منجی ]

دانلود همخوانی مهدی امام منتظر ای نسل بهترین بشر

قسمتی از متن

 

مهدی امام منتظر        ای نسل بهترین بشر

خورشید مخفی پشت ابر      ای اختر و نور سحر

دانلود فایل

 



موضوعات مرتبط: دانلود ها
[ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 18:50 ] [ منجی ]

واقعه ديگر در بين راه كوفه و شام

قطب راوندى از ابوالفرج از سعيد بن ابى رجا از سليمان بن اعمش روايت مى‏كند كه روزى مشغول طواف خانه خدا بودم كسى را ديدم كه مناجات مى‏كند و مى‏گويد اللهم اغفرلى و انا اعلم انك لا تغفر يعنى خدايا مرا بيامرز هر چند مى‏دانم نخواهى آمرزيد از اين سخن لرزه بر تن من افتاد پيش رفته باو گفتم اى نامرد اين چه سخن است كه مى‏گوئى در حرم خدا و رسول در ماه حرام و ايام حرام چگونه از مغفرت خدا مايوس گشته گفت به جهت آنكه گناهى عظيم از من صادر شده باو گفتم آيا گناه تو بزرگتر است يا كوه تهامه گفت گناه من گفتم گناه تو بزرگتر است يا كوههاى رواسى گفت گناه من هرگاه بخواهى گناه خود را بتو بازگويم گفتم بگو گفت از حرم بيرون بيا تا بگويم چون بيرون آمديم در گوشه نشست گفت اى برادر من يكى از لشگريان مشئوم پسر سعد بودم و از جمله آن چهل نفرى بودم كه با آنها سر مطهر فرزند پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم) را از كوفه به شام برديم در بين راه بر يك مرد نصرانى برخورديم و كان الرأس معنا مزكوزا على رمح و معه الاحراس سر مقدس امام (عليه السلام) را بر سر نيزه زده و در پاى آن مشغول غذا خوردن بوديم در اين اثناء ديديم دستى از غيب ظاهر شد و بر ديوار دير نوشت...



موضوعات مرتبط: اسلام

ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 17:55 ] [ منجی ]

فرستادن ابن زياد ملعون عبدالملك بن الحارث را براى اخبار شهادت امام (عليه السلام) به مدينه

فرستادن ابن زياد ملعون عبدالملك بن الحارث را براى اخبار شهادت امام (عليه السلام) به مدينه

قبلا گفتيم پسر زياد ملعون عبدالملك بن الحارث را به جهت اخبار شهادت امام (عليه السلام) به مدينه گسيل داشت، عبدالملك با نامه ابن زياد به مدينه وارد شد مردى از قريش او را ديد، گفت: چه خبر آورده‏اى؟
عبدالملك گفت: از امير ببايد شنيد.
آن مرد قريشى گفت: انالله و انا اليه راجعون، به خداى كه حسين (عليه السلام) را كشتند.
عبدالملك خود را به نزد عمرو بن سعيد والى مدينه رساند، وى از او پرسيد حال و خبر چيست؟
عبدالملك گفت: آنچه فرح و سرور تو را افزون كند، حسين بن على عليهما السلام كشته شد.
عمرو بن سعيد گفت: بيرون برو و نداء كن و اين خبر را منتشر ساز...


موضوعات مرتبط: اسلام

ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390 ] [ 14:24 ] [ منجی ]

بردن اهل بیت به زندان احضار ابن زیاد پلید

احضار ابن زياد پليد اهل اهل بيت‏امام (عليه السلام) را از زندان به مجلس خود و سخن گفتن با ايشان

شب دوازدهم محرم اهل بيت امام (عليه السلام) در زندان ابن زياد مخذول بسر بردند و پس از طلوع صبح دوازدهم و بسر آمدن آن شب غم بار و خون‏انگيز درب دارالاماره را گشودند و آب و جاروب كردند امراء و اعيان و وزراء و اركان روى ببارگاه آوردند ابن زياد بد بنياد با كمال تفرعن مانند نمرود و شداد آمد و بر تخت سلطنت پا نهاد ملحدين و كفار و منافقين و اشرار بر حوالى وى جمع آمدند و هر يك در مقام خود قرار گرفتند فراشان و قراولان در درب دارالاماره با سپاه بيرون از شماره صف در صف زدند فامر اللعين فى النشأتين باحضار راس الحسين فى طشت من اللجين ابن زياد فرمان داد برويد سر سلطان شهيدان حسين ابن امير مومنان را در طشت طلا بگذاريد و در حضورم حاضر كنيد فاحضره عنده و ساير الرؤس منصوبة على الأخشاب بالباب پس سر سلطان مظلومان را آوردند و در حضور آن كافر گذاشتند و نيز ساير سرها را كه قريب دويست سر بود در دارالاماره نگاهداشتند اراذل و اوباش رنود و قلاش به تفرج و تماشا جمع شده بودند و آن سرهاى نورانى بر بالاى نيزه مانند شمع تابان و مشعل فروزان بود ثم امر باحضار الأسارى ذكورا و اناثا من السجن فى المجلس حكم ديگر آنكه اسيران آل رسول و دختران فاطمه بتول را امر نمود از زندان بيرون و به مجلس حاضر نمايند اهل عناد بحكم ابن زياد روى بزندان آوردند و با كعب نى و تازيانه ذكور و اناث سلسله عليه نبويه را از زندان بيرون آوردند مانند حلقه‏هاى زنجير بهم پيوستند و با نهايت ذلت رو به قصر ابن زياد نهادند فادخلوهم عليه و الراس بين يديه و واقفوهم اجمع لديه با اين حالت اسيران را وارد كردند و در حضور ابن زياد ايستاده واداشتند مردان اسير همه سر بزير دختران صغير لرزان زنان مو پريشان پشت يكديگر پنهان و از نامحرمان گريزان فاطرق عنده رجالهم و استترت نسائهم بعضهن بالشعور المنشوره عصمت خدا خواهر و دختر سيدالشهداء در ميان اين همه نامحرم بى ستر و بى حجاب بى معجر و نقاب ايستاده بعضى صورت خود را بساعد و بند دست مى‏پوشيدند و بعضى به آستين ستر مى‏نمودند و بعضى با مقنعه كهنه و مندرس حجاب مى‏نمودند و بعضى موى پريشان بصورت افشان داشتند مثل ماه تابان در ابر گيسو پنهان بودند و بعضى خود را در پيش او مخفى مى‏نمودند و جلادها با شمشيرهاى برهنه در اطراف ايستاده دختران فاطمه از ترس و واهمه مانند بيد مى‏لرزيدند جمعيت عام در قصر ازدحام نموده بودند كه عبارت خبر اين است و اذن للناس اذنا عاما گفته بود هر كه مى‏خواهد تماشا بيايد بيايد حاجب چوب منع جلو احدى نگذارد بناء عليهذا مجلس مشحون باصناف خلايق و اختلاف طرايق بود امام بيمار چون با تن تب دار و با زنجير در حضور ابن زياد ايستاده فرمود سنقف و تتفون و نسئلن و تسئلون و انتم لا تعدون و لا ترون لرسول الله جوابا عنقريب ما و شما در حضور رسول خدا خواهيم ايستاد و شما جوابى براى آن حضرت نداريد.
به گفته ابو مخنف در مقتل ابن زياد مخذول كلام آن حضرت را شنيد ولى جواب نداد...



موضوعات مرتبط: اسلام

ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 ] [ 18:38 ] [ منجی ]

کد همخوانی مولانا یا مهدی، مولانا یا مهدی

قسمتی ازمتن

مولانا یا مهدی، مولانا یا مهدی

هرشب چشمامون به آسمونه

پس کی می آیی؟ خدا میدونه

عزیز زهرا ، امیـــد آخر

تویی ای مولا، تویی ای سرور

 

دریافت کد

 

 

 

 



موضوعات مرتبط: کد های مذهبی
[ جمعه نوزدهم اسفند 1390 ] [ 18:33 ] [ منجی ]

حكايت زن كوفى و متأثر واقع شدنش از مشاهده احوال اهل اهل بيت‏

 

حكايت زن كوفى و متأثر واقع شدنش از مشاهده احوال اهل اهل بيت‏عليهم السلام

در يكى از مقاتل آمده است كه ضعيفه‏اى از زنان كوفه از جمله تماشاچيان بود كه بر بام خانه‏اش بر آمده و نشسته و مشغول تفرج اسراى آل احمد مختار بود، در اين اثناء كه نظاره مى‏كرد بانوان محترمه را ديد كه بر روى چوب جهاز شتران بى حجاب نشسته‏اند و مانند مرغان پر شكسته در ناله و افغانند آن ضعيفه صدا زد كه اى زنان دل خسته و اى اسيران دل شكسته من اى الاسارى انتن شما از كدام طائفه و ملت و چه شهر و ديارى مى‏باشيد؟
يكى از آن بانوان در جواب فرمود: اى زن اين چه سوالى است كه مى‏نمائى؟
آن ضعيفه گفت: من اسير بسيار ديده‏ام ولى هيچ اسيرى را مثل شما نديده‏ام با آنكه آفتاب به صورت‏هاى شما تابيده و گرسنگى و تشنگى به شما صدمه زده معذلك نور از سيماى شما ساطع است و دل از ملاحظه شكل و شمايل شما سير نمى‏شود...


موضوعات مرتبط: اسلام

ادامه مطلب
[ پنج شنبه هجدهم اسفند 1390 ] [ 14:34 ] [ منجی ]

کد همخوانی جز در خانه تو در نزنم جای دگر

قسمتی از شعر

جزدر خانه تو در نزنم جای دگر          نروم از سر کوی تو به معوای دگر

من که بیمار غم هجر توام می دانم        جز وصال تو مرا نیست خدا وای دگر

دریافت کد
 



موضوعات مرتبط: کد های مذهبی
[ چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 ] [ 13:35 ] [ منجی ]

دانلود همخوانی جزء در خانه تو در نزنم جای دگر

قسمتی از شعر

جزدر خانه تو در نزنم جای دگر          نروم از سر کوی تو به معوای دگر

من که بیمار غم هجر توام می دانم        جز وصال تو مرا نیست خدا وای دگر

 

دانلود فایل



موضوعات مرتبط: دانلود ها
[ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 12:48 ] [ منجی ]

علامه شیخ بهایی

                 همه روز روزه بودن همه شب نماز کردن

همه ساله حج نمودن سفر حجاز کردن

                   زمدینه تا به کعبه سر و پا برهنه رفتن

دو لب از برای لبیک به وظیفه باز کردن

                     به مساجد و معابد همه اعتکاف جستن

ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن

                    شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن

ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن

                       به خدا که هیچ کس را ثمر آنقدر نباشد

که به روی ناامیدی در بسته باز  کردن

علامه شیخ بهایی

 

 



موضوعات مرتبط: اشعار مهدوی

ادامه مطلب
[ دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 ] [ 22:1 ] [ منجی ]

نوحه سرائى حضرت زينب سلام الله عليها

نوحه سرائى حضرت زينب سلام الله عليها و وداع آن خاتون با جسد مطهر امام تشنه كام (سلام الله عليه)

آخر از كوى تو با ديده گريان رفتم گر تو با جمله شهيدان سوى جنت رفتى خاطر جمع و دل آسوده تو مى‏باش كه من اى شه تشنه جگر اين تو اين شط فرات بعد از اين بانگ عطش نشنوى اى شاه كه من عهد ما بود كه تو كشته شوى بر لب آب چاك پهلوى ترا ديدم و از پنجه غم خاك بر فرق من و خواهرى من كه تو را بر سر نعش تو نگذاشت بمانم چون شمر جوديا شرح غم غمزدگان كن كوتاه   آمدم با تو و با لشگر عدوان رفتم من سوى شام به همراه اسيران رفتم فرق بى معجر و گيسوى پريشان رفتم آب نوش آب كه من با لب عطشان رفتم با يتيمان به سوى كوفه ويران رفتم تو وفا كردى و من بر سر پيمان رفتم سينه را چاك زدم تا بگريبان رفتم جسم صد چاك فكندم به بيابان رفتم با سر پاك تو اى مهر درخشان رفتم كه ز هوش از اثر ناله و افغان رفتم

مرحوم محتشم كاشانى مداح با اخلاص اهل بيت عليهم السلام حال آن خون جگر شدگان را اين طور توصيف نموده:



موضوعات مرتبط: اسلام

ادامه مطلب
[ یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 ] [ 18:50 ] [ منجی ]

حمل سر مطهر امام (عليه السلام) به كوفه

4 - حمل سر مطهر امام (عليه السلام) به كوفه خراب و بيتوته سر مقدس در خانه حامل رأس لعنة الله عليه

بين ارباب مقاتل اختلاف است كه سر مطهر امام (عليه السلام) را چه كسى به كوفه نزد
 پسر زياد ملعون برده؟ بعضى معتقدند كه متصدى آن شمر ناپاك بوده و برخى مى‏گويند
خولى بن يزيد اصبحى لعنة الله عليه سر را از كربلاء به كوفه برده است.
مولف گويد: در اينكه سر مقدس امام همام (عليه السلام) را عصر روز عاشوراء بريدند
و جدا كننده سر شمر ملعون بوده و همان عصر از كربلاء به طرف كوفه انتقال دادند شبهه
 و اختلافى نيست منتهى محل اختلاف آن است كه حمل كننده و نقل دهنده سر مبارك چه كسى بوده:...


موضوعات مرتبط: اسلام

ادامه مطلب
[ شنبه سیزدهم اسفند 1390 ] [ 19:24 ] [ منجی ]

شرح مآل پر ملال ذوالجناح

زبانحال حضرت سكينه خاتون عليها السلام با ذوالجناح

خطاب من بتو ذوالجناح بى راكب چه روى داده كه كار تو ناله و زارى است چرا تمامى يال تو غرق خون گشته خدنگ ظلم تو را همچنان هما كرده است ز بهر چيست كه جاريست اشگ گلنارت اگر كه خون رخت نيست از گلوى حسين بدين صفت كه تو را غرق خاك و خون نگرم شهى كه خاك رهش بود زيب عرش برين در آن زمان كه ز تير مخالفان غرور كسى گرفت ز خاك بلا سرش يا نه كنون كه خاك دل از ديده‏ام آوردى مرا براى رضاى خدا ببر بر او ز خون ديده نهم بر جراحتش مرهم رسانيم تو در اين آفتاب اگر ببرش دمى اگر بگذارند كوفيان به منش مرا ببر كه بگويم به آن كشيده تعب مرا ببر كه بگويم دو ديده باز كند رقم زنى اگر اينگونه شرح اين غم را   بگو به كجا است مرا سرور و تو را صاحب چرا ز هر بن موى تو خون روان جارى است چرا ز پشت تو زين تو واژگون گشته تنت به مثل عقاب از چه پر بر آورده ز خون كيست كه ماليده‏اى به رخسارت ريد ز بهر چه آن قدر از تو بوى حسين يقين كه چرخ جفا پيشه كرده بى پدرم كدام گوشه ميدان فكنديش به زمين تن مطهر او شد چه خانه زنبور رساند هيچ كس آبى به حنجرش يا نه كز آنكه باب مرا بردى و نياوردى كه تا ز خاك به زانو نهم دمى سر او زنم به ديده‏اش آبى ز چهره پُر نَم كنم ز موى سر خويش سايبان به سرش كنم ز سوزن مژگان رفو بزخم تنش بيا كه شمر كشد معجر از سر زينب به نعش اكبر خود خيزد و نماز كند به سوز و آه تو جودى تمام عالم را

شرح مآل پر ملال ذوالجناح

چون بانوان محترمه و مخدرات مكرمه دور اسب امام (عليه السلام) حلقه زدند و جملگى گريبان چاك زده و خاك غم بر سر پاشيدند هر كدام با زبانى و با حالى از آن حيوان تشنه كام حالت امام غريب (عليه السلام) را پرسيده و مى‏گفتند:
اى اسب تو كه با صاحبت وفادار بودى چرا آقا را بردى و نياوردى...



موضوعات مرتبط: اسلام

ادامه مطلب
[ پنج شنبه یازدهم اسفند 1390 ] [ 18:29 ] [ منجی ]

شهادت عبدالله بن الحسن المجتبى (سلام الله عليه)

شهادت عبدالله بن الحسن المجتبى (سلام الله عليه)

مرحوم صدر قزوينى در حدائق مى‏فرمايد:
شك و شبهه‏اى نيست در اينكه امام حسن (عليه السلام) دو پسر بنام عبدالله داشتند: يكى عبدالله الاكبر و ديگرى عبدالله الاصغر، مادر يكى ام اسحق بنت طلحه است و مادر ديگرى ام ولد بوده و هر دو برادر در كربلا شهيد شده‏اند و مورخين نوشته‏اند:
حضرت مجتبى (عليه السلام) پانزده پسر و هفت دختر داشته كه اسامى پسران از اين قرار است:
1 - حسن بن حسن (عليه السلام)
2 - زيد بن حسن (عليه السلام)
3 - عمرو بن حسن (عليه السلام)
4 - حسين بن حسن (عليه السلام)
5 - عبدالله بن حسن (عليه السلام)
6 - عبدالرحمن بن حسن (عليه السلام)
7 - عبدالله بن حسن (عليه السلام)
8 - اسماعيل بن حسن (عليه السلام)
9 - محمد بن حسن (عليه السلام)
10 - يعقوب بن حسن (عليه السلام)
11 - جعفر بن حسن (عليه السلام)
12 - طلحة بن حسن (عليه السلام)
13 - حمزة بن حسن (عليه السلام)
14 - ابوبكر بن حسن (عليه السلام)
15 - قاسم بن حسن (عليه السلام).
و نسل امام مجتبى (عليه السلام) تنها از حسن بن حسن و زيد بن حسن باقى مانده است...



موضوعات مرتبط: اسلام

ادامه مطلب
[ چهارشنبه دهم اسفند 1390 ] [ 13:8 ] [ منجی ]

در بيان مبارزه حضرت خامس آل عبا (عليه السلام) با لشكر كوفه و شام و شجاعت آن

جناب

پس از آنكه امام (عليه السلام) بر آن گروه حجت را تمام كرد و اثرى به آنها نبخشيد بلكه طغيان و سركشى ايشان افزوده شد حضرت خطاب به عمر بن سعد فرمود:
اخيرك فى ثلاث خصال: امروز تو را در ميان سه كار مخير مى‏كنم.(72)
پسر سعد عرض كرد: و ماهى، آن سه حاجت چيست؟
حضرت فرمود: سه حاجت من اينستكه:
يا دست از جان من برداريد و بگذاريد تا اين ناموس و عترت پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم) را برداشته و به مدينه برگردم.
و يا جرعه‏اى آب به جگر سوخته و لبان تشنه من برسانيد...



موضوعات مرتبط: اسلام

ادامه مطلب
[ سه شنبه نهم اسفند 1390 ] [ 19:57 ] [ منجی ]

کد نوحه آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد

قسمتی از متن

 آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد                 شاید دعای مادرت زهرا بگیرد

آقا بیا تا با ظهور چشم هایت                  این چشم های ما کمی تقوا بگیرد

دریافت کد




موضوعات مرتبط: کد های مذهبی
[ پنج شنبه چهارم اسفند 1390 ] [ 18:25 ] [ منجی ]