روز دهم امام- حسین علیه السلام


جلوه هاى تربيتى قيام عاشورا

از قيام عاشورا در بعد تربيت، در حد شايسته سخن به ميان نيامده و حال آن که اين حرکت، نکات تربيتى قابل توجه و ماندگارى را در خود مستتر دارد. در مقاله حاضر بعضى از نکات تربيتى قريب به يک سال آخر زندگى امام حسين (ع) مورد توجه قرار گرفته است و در انتخاب گزينه ها نيز شبهات عصر، پرسش هاى روز و نياز زمان مورد توجه جدى قرار گرفته اند.
در يک نگاه، ابعاد تربيت را مى توان به اقسام «فردى» و «جمعى» فروکاست. در اين نوشتار، در بعد فردى تنها به «عزت مدارى و ذلت گريزى» عنايت شده و خواهيم ديد که از نهضت عزت مدار حسينى، مى توان درس هاى عزيزانه فراوان در بعد اخلاقى گرفت. در بعد تربيت جمعى، تنها به تربيت سياسى در نهضت کربلا عنايت شده، تا به اين شبهه به صورت مستقيم و غيرمستقيم پاسخ داده شود که نمى توان هم حسينى بود و زيست و هم بر جدايى دين از سياست حکم داد.



موضوعات مرتبط: اسلام

ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 ] [ 13:58 ] [ منجی ]

روز نهم-حضرت عباس علیه السلام

ماه بنی هاشم ، عباس

میلاد فرزند شجاعت ده سال پس از رحلت حضرت رسول(ص) و حضرت فاطمه(س)، وقتی علی(ع) به فکر گرفتن همسر دیگری بود، عاشورا در برابر دیدگانش بود. برادرش «عقیل » را که در علم نسب‏ شناسی وارد بود و قبایل و تیره‏ های گوناگون و خصلتها و خصوصیّتهای اخلاقی و روحی آنان را خوب می‏شناخت طلبید.
میلاد فرزند شجاعت ده سال پس از رحلت حضرت رسول(ص) و حضرت فاطمه(س)، وقتی علی(ع) به فکر گرفتن همسر دیگری بود، عاشورا در برابر دیدگانش بود. برادرش «عقیل » را که در علم نسب‏ شناسی وارد بود و قبایل و تیره‏ های گوناگون و خصلتها و خصوصیّتهای اخلاقی و روحی آنان را خوب می‏شناخت طلبید. از عقیل خواست که: برایم همسری پیدا کن شایسته و از قبیله ‏ای که اجدادش از شجاعان و دلیر مردان باشند تا بانویی این چنین، برایم فرزندی آورد شجاع و تکسوار و رشید.



موضوعات مرتبط: اسلام

ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 ] [ 13:56 ] [ منجی ]

روز هشتم- علی اکبرعلیه السلام

اعتراف معاویه به شایستگی علی اکبر (ع)

حضرت علی اکبر (ع) فرزند حسین بن علی بن ابیطالب(ع) و لیلی بنت ابی مرة بن عروة بن مسعود ثقفی ، در اوایل خلافت عثمان بن عفان، يازدهم شعبان سال 33 هجری قمری در مدينه به دنیا آمد و در سن 28 سالگی در کربلا به شهادت رسید.
از نظر وجاهت وزيبايي، ملاحت و دلربايي، شبيه‌ترين مردم به رسول خدا(ص) بود. همچنین دارای صورت و سيرتى جذاب و طبع بلند، منظره مليح، داراى ادب و تربيت بى‌نظير، و پيوسته با خضوع و خشوع و با صلابت و بزرگوار بود.
علی اکبر همچنین دارای صدای خوشی بود به گونه ای که گاهي که اباعبداللّه الحسین(ع) براي صوت قرآن جدّ عزيزش دلتنگ مي‏شد، به علي مي‏فرمود: "علي جان! برايم قرآن بخوان تا از آن لذت و بهره برم."
او در ويژگى‌هاى معنوى و فضايل علمى و اخلاقي، رشد جسمى و اجتماعى و کمالات روحى و مناقب نفسانى و سجاياى ملکوتى در ميان تمام بنى هاشم و ياران پدر بزرگوارش امام حسين بن علی(ع) کم نظير بود. اين روحيه قوي و صفات شايسته، چنان ابهت و عظمت به علي اکبر داده بود که افزون بردوستان، دشمنان اهل بیت نيز به برتري‏هايش اعتقاد و اعتماد داشتند و اعتراف مي‏کردند.
روزی معاویه از اطرافيانش پرسيد: "چه کسي در اين زمان براي خلافت مسلمانان برديگران برتري دارد و براي حکمراني بر مردم از ديگران سزاوارتر است؟" اطرافیان متملق به ستايش خليفه پرداختند و او را لايق اين منصب معرفي کردند. ولی معاويه گفت: "نه چنين نيست، اولي الناس بهذا الامرعلي بن الحسين بن علي، جدّه رسول اللّه و فيه شجاعة بني‏هاشم و سخاه بني اميه و رهو ثقيف؛ شايسته‏ترين افراد براي امر حکومت، علي اکبر فرزند حسين است که جدّش رسول خدا است و شجاعت بني‏هاشم، سخاوت بني اميه و زيبايي قبيله ثقيف را در خود جمع کرده است."
شجاعت و دلاورى على اکبر و رزم آورى و بصیرت دینى و سیاسى او، در سفر کربلا به ویژه در روز عاشورا تجلى کرد. از ميان خاندان هاشمي، نخستين کسي که در کارزار کربلا به ميدان شتافت، علي اکبر بود. همچنین زمانی که امام حسین بن علی(ع) از منزلگاه «قصر بنى مقاتل» گذشت، و خوابی به او دست داد و پس از بیدارى «انا لله و انا الیه راجعون» گفت و خداوند را حمد کرد، وقتی على اکبرسبب این حمد و استرجاع را پرسید، حضرت فرمود: "در خواب دیدم سوارى مى‏گوید این کاروان به سوى مرگ مى‏رود." علی اکبر پرسید: "مگر ما بر حق نیستیم؟" امام فرمود: "چرا." علی اکبر عرض کرد: "فاننا اذن لا نبالى ان نموت محقین؛ پس باکى از مرگ در راه حق نداریم!"
در پایان خوب است راجع به اینکه آيا حضرت على اکبر(ع) داراى خانواده و فرزندانى بوده است يا نه، مطلبی گفته شود که با توجه به زیارت نامه های حضرت به نظر می رسد که ایشان نیز دارای عهد و عیال بوده اند.
زیارت نامه ایشان عبارت است از: "صلى الله عليک و على عترتک و اهل بيتک و آبائک و ابنائک." همچنين سفارش امام صادق (ع) به ابو حمزه ثمالى که فرمود: "چون به قبر حضرت رسيدي، ضع خدک على القبر! و قل: صلى الله عليک يا ابا الحسن! " که با توجه به این فراز، ایشان فرزندى به نام "حسن" داشته است.
به علاوه طبق برخى روايات، نظير روايت "احمد بن نصر بزنطي"، حضرت على اکبر(ع)، ام ولد (کنیز) داشته است و از او صاحب فرزند بوده است.
گرچه برخى از علماى انساب تصريح کرده‌اند که از آن بزرگوار اولادى نمانده و نسل امام حسين (ع) تنها از طريق امام چهارم حضرت سجاد(ع) ادامه پيدا کرده است.

منابع

نويسنده: سيد محمد ناظم زاده قمي

- قصه کربلا
- مقاتل الطالبين
- ارشاد شیخ مفید
- مصائب امام حسين(ع)
- ابصارالعين في انصارالحسين
منبع : باشگاه اندیشه



موضوعات مرتبط: اسلام
[ چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 ] [ 13:53 ] [ منجی ]

روز هفتم-علی اصغر علیه السلام

هنگامی که همه یاران و اصحاب امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند، ندای غریبانه امام بلند شد:
«هل من ذاب یذب عن حرم رسول الله ... هل من مغیث‏یرجوا الله باغاثتنا».
:«آیا حمایت کننده‏ای هست تا از حرم رسولخدا صلی الله علیه و اله و سلم حمایت کند؟ آیا فریادرسی است که برای امید ثواب ما را یاری کند؟».
وقتی که این ندا به گوش بانوان حرم رسید، صدای گریه و شیون آنها بلند شد، امام کنار خیمه آمد و به زینب سلام الله علیها فرمود: فرزند کوچکم را به من بده تا با او وداع کنم، کودک را گرفت، همین که خواست ببوسد حرمله تیری به سوی گلوی نازک او رها کرد، آن تیر به گلوی او اصابت نمود، و سرش را ذبح کرد.
که در این باره سید حیدر حلی گوید:
«و منعطفا أهوی لتقبیل طفله فقبل منه قبله السهم منحرا »
یعنی: «امام حسین علیه السلام برای بوسیدن کودک شیرخوار خود خم شد، اما تیر قبل از امام بر گلوگاه او بوسه دار».
امام آن کودک را به زینب علیها السلام داد فرمود: او را نگهدار، و دستش را زیر گلوی کودک گرفت، پر از خون شد، آن خون را به طرف آسمان پاشید و گفت:
«هون ما نزل بی انه بعین الله تعالی‏».
یعنی: « چون خداوند این منظره را می‏بیند، آنچه از این مصیبت بر من وارد شد برایم آسان است‏».
و در احتجاج آمده: «امام حسین علیه السلام از اسب پیاده شد و (در کنار خیمه یا پشت‏خیمه) با غلاف شمشیرش قبری کند، و کودکش را به خونش رنگین نموده و دفن کرد».
مشهور است که علی اصغر، شش ماهه بود، مادرش حضرت رباب دختر امرء القیس است، و علی اصغر با سکینه از جانب مادر نیز برادر و خواهر بودند.
در مورد نام این طفل، علامه مجلسی در جلاء العیون می‏گوید: «بعضی او را علی اصغر می‏نامند».
در کتاب منتخب التواریخ نقل شده: در یکی از زیارات عاشورا آمده:
«و علی ولدک علی الأصغر الذی فجعت به‏».
: «و سلام بر فرزند تو علی اصغر که در مورد او مصیبت‏سختی بر تو وارد شد».
امام حسین علیه السلام نزد خواهرش ام کلثوم (زینب صغری) آمد و به او فرمود: ای خواهر! ترا در مورد نگهداری کودک شیرخوارم، سفارش می‏کنم، زیرا او کودک شش ماهه است و مراقبت نیاز دارد.
ام‏کلثوم عرض کرد: برادرم، این کودک سه روز است که آب نیاشامیده از قوم برای او شربت آبی بگیر.
امام حسین علیه السلام علی اصغرش را در آغوش گرفت و به سوی قوم رفت، خطاب به قوم فرمود، «شما برادر و فرزندان و یارانم را کشتید، و از آنها جز این کودک باقی نمانده که از شدت تشنگی مثل مرغ، دهان باز می‏کند و می‏بندد این کودک که گناه ندارد، نزد شما آورده‏ام تا به او آب بدهید».
«یا قوم ان لم ترحمونی فارحموا هذا الطفل اما ترونه کیف یتلظی عطشا».
: «ای قوم اگر به من رحم نمی‏کنید به این کودک رحم کنید، آیا او را نمی‏بینید که چگونه از شدت و حرارت تشنگی، دهان را باز و بسته می‏کند؟».
هنوز سخن امام تمام نشده بود، به اشاره عمر سعد، حرمله بن کاهل اسدی گلوی نازک او را هدف تیر سه شعبه‏اش قرار داد که تیر به گلو اصابت کرد«فذبح الطفل من الورید الی الورید ، او من الاذن الی الاذن‏».
«از شریان چپ تا شریان راست علی اصغر بریده شد، و یا از گوش تا گوش او ذبح گردید».
فاتی به نحو اللئام منادیا یا قوم هل قلب لهذا یخشع فرماه حرمله بسهم فی الحشا بید الحتوف و القی من لا یجزع .
یعنی: «پس آن کودک را به سوی قوم پست آورد، در حالی که صدا می‏زد: ای قوم، آیا دلی هست که از خدا بترسد و بر این کودک توجه نماید؟، بجای جواب، حرمله تیری بر کمان نهاد و آن کودکی را که از شدت ضعف و عطش قدرت بی تابی نداشت هدف تیر قرار داد».
مصیبت جگر سوز علی اصغر به قدری بر امام حسین علیه السلام سخت بود که آنحضرت در حالی که گریه می‏کرد، به خدا متوجه شد و عرض کرد: «خدایا خودت بین ما و این قوم، داوری کن، آنها ما را دعوت کردند تا ما را یاری کنند، ولی به کشتن ما اقدام می‏کنند».
از جانب آسمان ندائی شنید:
«یا حسین دعه فان له مرضعا فی الجنه‏».
«ای حسین علیه السلام در فکر اصغر نباش، هم اکنون دایه‏ای در بهشت برای شیر دادن به او آماده است‏».
این ندا، ندای دلداری به حسین علیه السلام بود، تا بتواند فاجعه غمبار مصیبت اصغر را تحمل کند.
و دلیل دیگر بر شدت سختی این مصیبت اینکه: امام حسین علیه السلام هنگامی که به شهادت رسید: در روز یازدهم محرم، سکینه کنار پیکرهای شهداء آمد و گریه کرد تا بیهوش شد، امام حسین علیه السلام در عالم بی هوشی به سکینه اشعاری آموخت برای شیعیان بخواند، دو شعر از آن اشعار این است:
لیتکم فی یوم عاشوراء جمعا تنظرونی .. کیف أستسقی لطفلی فأبوا أن یرحمونی
وسقوه سهم بغی عوض الماء المعین .. یا لرزء ومصاب هد أرکان الحجون
«ای کاش در روز عاشورا همه شما بودید و می‏ دیدید که چگونه برای کودکم طلب آب کردم، قوم به من رحم نکرد، و بجای آب گوارا، کودکم را با تیر (خون) ظلم سیراب کردند، این حادثه آنچنان جانسوز و سخت و طاقت فرسا است که پایه‏های کوههای مکه را خراب کرد»
سبط ابن جوزي در تذکره از هشام بن محمد کلبي نقل کرده که چون حضرت امام حسين عليه السلام ديد که لشکر در کشتن او اصرار دارند قرآن مجيد را برداشت و آنرا از هم گشود و بر سر گذاشت و در ميان لشکر ندا کرد:
بَيْني وَ بَيْنَکُمْ کِتابُ الله وَجَدّدي مُحَمّّدٌ رَسُولُ اللهِ صَلّي الله عَلَيْه و الِهِ.
اي قوم براي چه خون مرا حلال مي‌دانيد آيا من پسر دختر پيغمبر شما نيستم؟ آيا به شما نرسيد قول جدم در حق من و برادرم حسن عليه السلام.
هذانِ سَيّدِا شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّهِ.
در اين هنگام که با آن قوم احتجاج مي‌نمود ناگاه نظرش افتاد به طفلي از اولاد خود که از شدت تشنگي مي‌گريست حضرت آن کودک را بر دست گرفت و فرمود:
يا قَوْمُ اِنْ لَمْ تَرْحَمُوني فَارْحَمُوا هذا الطّفْلَ.
اي لشکر اگر بر من رحم نمي‌کنيد پس بر اين طفل رحم کنيد، پس مردي از ايشان تيري به جانب آن طفل افکند و او را مذبوح نمود. امام حسين عليه السلام شروع کرد به گريستن و گفت اي خدا حکم کن بين ما و بين قومي که خواندند ما را که ياري کنند بر ما پس کشتند ما را، پس ندائي از هوا آمد که بگذار او را يا حسين که از براي او مرضع يعني دايه‌ايست در بهشت.
در کتاب احتجاج مسطور است که حضرت از اسب فرود آمد و با نيام شمشير گودي در زمين کند و آن کودک را به خون خويش آلوده کرد پس او را دفن نمود.
طبري از حضرت ابوجعفر باقر عليه السلام روايت کرده که تيري آمد رسيد بر گلوي پسري از آن حضرت که در کنار او بود پس آن حضرت مسح مي‌کرد خون را بر او و مي‌گفت: اَلَلّهَمَّ احْکُمْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْم دَعَوْنا لِيَنْصُرُونا فَقَتَلُونا

منبع:مجمع جهانی بزرگداشت حضرت علی اصغر ، سایت امام حسین علیه السلام



موضوعات مرتبط: اسلام
[ چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 ] [ 13:52 ] [ منجی ]

روز ششم حضرت قاسم

آن روزی که حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) با دیدن چهره برادر، بر او گریست، در پاسخ سوال امام حسن (علیه السلام) که از علت گریه آن حضرت سوال کرد، فرمود: به جهت بلایی که به تو می¬رسد، که حکایت از مسموم کردن مظلومانه امام مجتبی (علیه السلام) داشت. ولی امام حسن (علیه السلام) با شنیدن این پاسخ، مسموم شدن خود را ناچیز شمرد و فرمود:
لا یوم کیومک یا ابا عبدالله
روزی مانند روز تو نیست که سی هزار نفر به سوی تو آیند و همه مدّعی باشند که از امت جدّ تواند ...” منتهی الآمال – ص 346 “

قاسم (علیه السلام)

در سال 50 ه.ق وقتی کار سمّ جعده ملعونه – همسر امام حسن (علیه السلام) - به آنجا کشید که پاره¬های جگر امام در اثر آن، از دهان مبارکش، بیرون آمد، در لحظه¬های آخر، همه اهل و عیال خود را به امام حسین (علیه السلام) واگذاشت. یکی از فرزندان امام حسن (علیه السلام) که در این لحظات، شاهد ماجرا بود و چشم از چشم عمو، بر نمی¬داشت، قاسم (علیه السلام) بود. کودکی که حدود سه بهار از عمر شریفش سپری نگردیده بود.
با نقشه¬ای که معاویه بن ابوسفیان کشید تا یزید را به جای خود بنشاند، حضرت حسین (علیه السلام)، برای بیعت نکردن با یزید- که جرثومه فساد بود - مجبور به ترک مدینه شد. در قافله ای که به سوی حجاز رهسپار بود، اهل و عیال امام مجتبی (علیه السلام) هم بودند. مکه، برای امام حسین (علیه السلام) امن نبود – که یزیدیان در زیر لباس¬های احرام، شمشیر بسته و قصد کشتن امام را داشتند – بنابراین بر اساس نامه دعوت کوفیان – که مسلم بن عقیل (علیه السلام) هم آن را تایید کرده¬بود – روز هشتم ذیحجه که حجاج، در تدارک رفتن به عرفات بودند، از مکه بیرون آمد.

 



موضوعات مرتبط: اسلام

ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 ] [ 13:50 ] [ منجی ]

روز پنجم عبدالله بن الحسن (ع)

عبدالله بن الحسن ( علیه السلام): پدرش امام حسن مجتبی ( علیه السلام) و مادرش، دختر شلیل بن عبدالله می‏باشد . عبدالله در کربلا نوجوانی بود که به سن بلوغ نرسیده بود و چون عمویش حسین ( علیه السلام) را زخمی و بی‏یاور دید، خود را به آن حضرت رسانید و گفت: «به خدا قسم از عمویم جدا نمی‏شوم‏» . در آن هنگام شمشیری به طرف امام حسین ( علیه السلام) روانه شد . عبدالله دست‏خود را سپر شمشیر قرار داد و دستش به پوست آویزان شد و فریاد زد: «عموجان‏» ! حسین ( علیه السلام) او را در بغل گرفت و به سینه چسبانید و فرمود: برادرزاده! بر این مصیبت که بر تو وارد آمده است، صبر کن و از خداوند طلب خیر نما، زیرا خداوند تو را به پدران صالحت ملحق می‏کند . ناگاه حرمله بن کاهل تیری بر او زد و او در دامان عمویش حسین ( علیه السلام)، به شهادت رسید . وی نوجوانی یازده ساله بود .



موضوعات مرتبط: اسلام

ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 ] [ 13:48 ] [ منجی ]

روز چهارم فرزندان حضرت زینب (س) در روز عاشورا

در روز عاشورا، وقتی نوبت به جوانان هاشمی رسید. فرزندان زینب کبری (سلام الله علیها) نیز خود را آماده قتال کردند.
حضرت زینب (سلام الله علیها) در این موقع که فرزندان دلبند خود را راهی قتال با دشمنان دین و قرآن می کرد، حالتی دگرگون داشت. او عقیلة بنی هاشم است. او نائبة الامام است. اصلاً او شریک کربلای حسین (علیه السلام) است. نه بدین جهت که بنابر نقل، فرزندان خود را با دست خود کفن پوش و فدیة راه حسین (علیه السلام) کرده ، که از لحظه ای که از دامن زهرای مرضیه (سلام الله علیها) پای به عرصه وجود گذاشته، دیده به دیدار حسین (علیه السلام) باز کرده است. برای همین است که اهل دل، آفرینش او را برای کربلا معنا کرده اند.
مگر نه آنکه در زمان حضور در کوفه، در مجلس تفسیر قرآن، وقتی آیه شریفة ”کهیعص“ را برای زنان کوفی تفسیر می کرد، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به او فرمود:
این عبارت ”کهیعص“ رمزی در مصیبت وارده بر شماست و کربلا را برای آن مخدّره ترسیم کرد.
بسیاری می گویند: زینب کبری (سلام الله علیها)، دو فرزند خود را مهیای نبرد کرد و به آنها تعلیم داد که اگر با امتناع آن حضرت مواجه شدید - کما اینکه آن مظلوم حتی غلام سیاه را از قتال بر حذر می داشت - دائی خود را به مادرش فاطمه (سلام الله علیها) قسم دهید تا اجازه میدان رفتن بگیرید.
پس از این مراحل ابتدا محمد بن عبدالله بن جعفر به میدان آمد و این رجز را سر داد:
اشکوا إلی اللهِ منََ العدوانِ
قِتل قومٍ فی الوری عمیانِ
قَد ترکوا معالِمَ القُرآنِ
و مُحکمَ التَنزیلِ و التِّبیانِ
وَ اَظهروا الکُفرَ مَعَ الطُّغیانِ
” به خداوند شکایت می کنم از دشمنی دشمنان، قوم ستمگری که کورکورانه به جنگ با ما برخاسته اند . نشانه های قرآنی را که محکم و مبیّن و آشکار کننده کفر و طغیان است راترک کردند“
و پس از نبردی نمایان، به شهادت رسید.
پس از او، برادرش عون بن عبدالله جعفر راهی نبرد شد و خود را اینگونه معرفی کرد:
اِن تُنکرونی فَانا بنُ جعفرٍ
شهیدُ صِدقٍ فی الجنانِ الازهر
یطیرُ فیها بجناحٍ اَخضرٍ
کَفی بِهذا شَرَفاً فی المحشرِ
”اگر مرا نمی شناسید من فرزند جعفر هستم که از سر صدق به شهادت رسید و در بهشت نورانی با بال های سبز پرواز می کند. برای من از حیث شرافت در محشر همین کافی است.“
و او نیز، فدایی راه حضرت حسین (علیه السلام) شد.

بارگاه

شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (علیه السلام) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند. البته در 12 کیلومتری کربلا بارگاهی کوچک منصوب به عون ابن عبدالله وجود دارد که ملجأ زائرین است. برخی را عقیده بر این است که این مرقد یکی از نوادگان امام مجتبی (علیه السلام) به نام عون می باشد.



موضوعات مرتبط: اسلام
[ چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 ] [ 13:47 ] [ منجی ]

روز سوم حضرت رقيه عليه السلام

 

غمنامه حضرت رقیه (س)

غمنامه حضرت رقیه (س)

در بعضى روايات آمده است : حضرت سکينه عليها السلام در روز عاشورا به خواهر سه ساله اى (که به احتمال قوى همان رقيه عليه السلام باشد) گفت : بيا دامن پدر را بگيريم و نگذاريم برود کشته بشود(سلام الله علیها).
امام حسين عليه السلام با شنيدن اين سخن بسيار اشک ريخت و آنگاه رقيه عليها السلام صدا زد : بابا! مانعت نمى شوم . صبر کن تا ترا ببينم (سلام الله علیها) امام حسين عليه السلام او را در آغوش گرفت و لبهاى خشکيده اش را بوسيد. در اين هنگام آن نازدانه ندا در داد که :
العطش العطش ، فان الظما قدا احرقنى بابا بسيار تشنه ام ، شدت تشنگى جگرم را آتش زده است . امام حسين عليه السلام به او فرمود : کنار خيمه بنشين تا براى تو آب بياورم آنگاه امام حسين عليه السلام برخاست تا به سوى ميدان برود، باز هم رقيه دامن پدر را گرفت و با گريه گفت : يا ابه اين تمضى عنا؟ .............



موضوعات مرتبط: اسلام

ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 ] [ 13:46 ] [ منجی ]

روز دوم ورود به کربلا

وجه تسميه کربلا
بعضى گفته اند: کربلا مشتق از کَربَله ، بفتح کاف و باء موحده بر وزن عنفله ، بمعنى رخوت و نرمى است ، يقال به کربله (اى رخوة فى قدميه ) بخاطر آنکه خاک کربلا نرم بود. و يا از کربلا است بمعنى ((الخالص الزّکى يقال کَربَل الحِنطَة اِذا انفّاها فسميت بذلک لان ارضها خالصة طيَّبة )) و يا از کربل بر وزن جعفر است . و کربل نام علفى است که بسيار سرخ و برّاق مى باشد زيرا که از آن علف در آن سرزمين بسيار بود.
البته کربلا مرکب است از دو کلمه کرب و بلا و بخاطر کثرت استعمال کربلا شده است . زيرا که روايت مى باشد که بهترين اولاد پيغمبران در آنجا به شهادت ميرسند و سر انور اکثر ايشان را در آن زمين با لب تشنه بريدند و ملائکه ها هزار سال قبل از شهادت سيّدالشهداء عليه آلاف التحيّة و الثناء آن مکان شريف را زيارت ميکردند.
و قد قتل فيها قبل الحسين عليه السلام مائة نبىّ و مائة سبط و انّها تزفّ الى الجنة بطينها و شجرها و جميع ما فيها کما تزفّ العروس ‍ الى ازواجها
ترجمه : و قبل از امام حسين عليه السلام صد پيغمبر و صد نفر فرزند پيغمبر کشته شدند، در آنجا و آنها ميروند بسوى بهشت و آنچه در بهشت است مانند آنکه عروس بسوى زوجش ميرود و جمعى از پيامبران به آنمکان عبور نمودند و متذکّر مصيبت فرزند پيامبر آخرالزمان شده و بر هر يکى از آنها در قسمتى کرب وبلا وارد شده است .
باز آمده است که اين نام از ترکيب کرب و ال ساخته شده است ، يعني حرم الله ، يا مقدس الله ، کرب در لغت سامي به معناي قرب در عربي است کرب : قرب اگر ال هم به معنايالله باشد ، کربلا به معناي محلي است که نزد خدا ، مقدس و مقرب است ، يا حرم خدا است
عده اي آن را ترکيب يافته از کور بابل.دانسته اند ، يعني مجموعه اي از آباديها و روستاهاي بابل ، موقعيتي که کربلا در آن قرار دارد ، در بين النهرين است ، اين منطقه در گذشته هاي دور ، مهد حوادث و احيانا تمدنها بوده است و بخشهاي گوناگوني از اين ناحيه ، نامهاي مختلف داشته است . کربلا ، کور بابل ، نينوا ، غاضريه ، کربله ، نواويس ، حير ، طفّ ، شفيه ، عقر ، نهر علقمي ، عمورا ، ماريه و ... که بعضي از اينها نام روستا ها و آباديهايي در اين منطقه وسيع بوده است .

منبع: بحرالمصائب ص 351، موسوعة العتبات المقدسه‏»،ج 8،ص 9 به بعد. ، داستانهايى از زمين کربلا ، فرهنگ عاشورا جواد محدثی



موضوعات مرتبط: اسلام
[ چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 ] [ 13:43 ] [ منجی ]

روز اول مسلم بن عقيل سفیر شهادت

مسلم سربازى بود وفادار ،از سرداران فتوحات بزرگ ؛ فرماندهى توانا در معرکه هاى کمرشکن و پيشوايى الهى که در بحر تحولات سياسى براى احياى حرکت انقلابى کوفه ، فرو مى رفت .

مادر و زادگاه

سزاوار کارشناس منحصر به فردى (1) چون عقيل نسبت به امور زنان است که براى خويش مناسبترين همسر را برگزيند تا آنکه فرزندان بزرگى پديد آورد که زنده کننده نام پدر در ميدانهاى مجد و عظمت باشند.
در اين زمينه عقيل رقيبى نداشت . امام على - عليه السلام - براى انتخاب همسرى که بزرگ زاده باشد با وثوق به راءى صائب و بصيرت تام برادر در امور زنان ،زمام اختيار را به او سپرد. عقيل هم در انتخاب تاريخى خود،سربلند از بوته امتحان خارج شد و همسرى را معرفى کرد که عباس و برادرانش را به اسلام عرضه کرد و آنان را چونان شمشيران رسالت ،در اختيار حسين - عليه السلام - قرار داد. عقيل در انتخاب همسر براى خود از ميان زنان شرافتمند و زاده بيوتات صالح نيز موفق و پيروز بود؛ چون که با تخصص منحصر به فرد خود، با نگاهى تيزبين به اعماق خاندان و شجره آنان نگريست ؛کارى که هريک از بنى هاشم براى انتخاب همسر براى خود انجام مى دادند.
اينکه همسر عقيل ،آزاده بوده يا برده ،حجازى يا شامى ،يمنى يا عربى ،رومى يا فارسى ،قرشى يا نبطى بوده چندان اهميتى ندارد. آنچه که مهم است شناخت خاستگاه و اصالت خاندان همسر مى باشد.



موضوعات مرتبط: اسلام

ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 ] [ 13:42 ] [ منجی ]

ابعاد و فلسفه‌ي قيام عاشورا

چرا امام حسين(ع) با اين که مي‎دانست به شهادت مي‎رسد، خانواده خود را به همراه برد؟
تکليف اجتماعي در آيين اسلام، ويژه‎ي مردان نيست، بلکه زنان متعهد و مسلمان نيز در برابر جريان حق و باطل و مسأله ولايت و رهبري، وظيفه دارتد و بايد از رهبري حق، دفاع و پيروي کنند و از حکومت و فسادهاي مسؤولان نالايق انتقاد نمايند و در صحنه‎هاي گوناگون اجتماعي حضوري مؤثر داشته باشند.
در تداوم مسيري که حضرت زهرا (سلام الله علیها) در حمايت از امام معصوم(ع) و افشاگري عليه رويه‎هاي ناسالم زمام‎داران داشت، زنان ـ به خصوص حضرت زينب(سلام الله علیها) ـ نيز در نهضت کربلا دوشادوش امام حسين(علیه السلام) مشارکت داشتند.
هر قيام و نهضتي عمدتاً از دو بخش خون و پيام تشکيل مي‎گردد. مقصود از بخش خون، مبارزات خونين و قيام مسلحانه مي‎باشد که مستلزم کشتن و کشته شدن و جانبازي در راه‌ آرمان مقدس است و مقصود از بخش پيام نيز، رساندن و ابلاغ پيام انقلاب و بيان آرمان‎ها و اهداف آن است.



موضوعات مرتبط: اسلام

ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 ] [ 13:35 ] [ منجی ]

جلوه هاى تربيتى قيام عاشورا

از قيام عاشورا در بعد تربيت، در حد شايسته سخن به ميان نيامده و حال آن که اين حرکت، نکات تربيتى قابل توجه و ماندگارى را در خود مستتر دارد. در مقاله حاضر بعضى از نکات تربيتى قريب به يک سال آخر زندگى امام حسين (ع) مورد توجه قرار گرفته است و در انتخاب گزينه ها نيز شبهات عصر، پرسش هاى روز و نياز زمان مورد توجه جدى قرار گرفته اند.
در يک نگاه، ابعاد تربيت را مى توان به اقسام «فردى» و «جمعى» فروکاست. در اين نوشتار، در بعد فردى تنها به «عزت مدارى و ذلت گريزى» عنايت شده و خواهيم ديد که از نهضت عزت مدار حسينى، مى توان درس هاى عزيزانه فراوان در بعد اخلاقى گرفت. در بعد تربيت جمعى، تنها به تربيت سياسى در نهضت کربلا عنايت شده، تا به اين شبهه به صورت مستقيم و غيرمستقيم پاسخ داده شود که نمى توان هم حسينى بود و زيست و هم بر جدايى دين از سياست حکم داد.
1) تعريف تربيت: تربيت کلمه اى عربى و معادل Education انگليسى است که در فارسى به «آموزش و پرورش» ترجمه مى شود. واژه تربيت از «ربو» اخذ شده است. در «المنجد» ربو گاه به معناى غذا دادن و گاه به معناى تهذيب و پاک ساختن اخلاق فرد از آلودگى ها به کار رفته است.......



موضوعات مرتبط: اسلام

ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 ] [ 13:32 ] [ منجی ]

امام حسین از منظر نبی رحمت

پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله و سلم) مي فرمايند:
-«حسين از من و من از حسينم. خداوند دوست دارد هر کس که حسين را دوست بدارد.»(1)
-«مقام حسين در آسمان ها بزرگ تر از مقامش در زمين است، بر سمت راست عرش خدا نوشته شده است: «حسين چراغ هدايت و کشتي نجات است».(2)
-ابوذر غفاري مي گويد:
خودم ديدم که پيامبر، حسن و حسين را مي بوسيد و مي فرمود: «هر کس حسن و حسين و نسل و ذريه شان را مخلصانه دوست بدارد، آتش به صورت او نمي رسد. اگرچه گناهانش زياد باشد، مگر گناهي که ايمان او را بگيرد».(3)
-«حسن و حسين، دو ريحانه خوش بوي منند».(4)
-حسن و حسين، دو سرور جوانان اهل بهشتند».(5)
-«هر کس حسن و حسين (عليه السلام) را دوست بدارد، همانا مرا دوست داشته و هر کس آنان را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته است».(6)
-از پيامبر پرسيدند:«چه کساني از اهل بيت نزد شما محبوب ترند؟ فرمود:حسن و حسين(عليه السلام).(7)

پي نوشت :
جمع آوري: زهره نجف زاده جمکراني

1-سنن ترمذي، باب مناقب حسن و حسين(عليه السلام) ؛ کامل الزيارات، ص 114.
2-عيون اخبار الرضا(عليه السلام)، ص 62.
3-کامل الزيارات، ص 114.
4-صحيح بخاري، کتاب مناقب حسن و حسين(عليه السلام).
5-سنن ترمذي، ابواب المناقب، باب مناقب حسن و حسين(عليه السلام).
6-سنن ابن ماجه، فضايل حسن و حسين(عليه السلام).
7-سنن ترمذي، باب مناقب حسن وحسين(عليه السلام).

منبع:اشارات، شماره 123



موضوعات مرتبط: اسلام
[ چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 ] [ 13:30 ] [ منجی ]

تاسوعا ...... عاشورا

تاسوعا
سخن از قيام پيامبران، امامان و مصلحان بزرگ تاريخ  بسيار است كه در اين ميان حسين(ع) جايگاه ويژه اي دارد. او شاهد و وارث تاريخي است كه در آن جنايت و بيداد و نيرنگ و فريب به نهايت رسيده است. او مي بيند كه اگر ساكت بماند همه چيز پايمال مي شود. اين است كه مراسم حج را نيمه كاره مي گذارد و به سوي شهادت مي رود. «تا به بشريت و به تاريخ بفهماند كه در حاكميت جور، حج مفهومي ندارد. تا شعار عدالت اجتماعي و قيام مردم به قسط به اجرا در نيايد، تا استعدادهاي خدايي انسان مجالي براي شكوفايي پيدا نكنند»، اسلام كه خود براي نجات انسان از اسارت و بردگي است وسيله اي مي شود براي توجيه استبداد و استثمار و مي بينيم كه در عاشوراي سال ۶۱ هجري جبهه باطل نه به نام دفاع از ارزش هاي بي ارزش خويش كه به نام دفاع از اسلام، با همه نيرو و توان خود در مقابل حسين(ع) صف آرايي كرد. و يك بار ديگر سايه هاي شوم ابليس، زر و زور و تزوير آشكارا با هم، هم پيمان شدند و فرزند پاك محمد(ص) ،علي(ع) و فاطمه(ع) را به عنوان كسي كه از دين خارج شده است محكوم و قتل او را توجيه شرعي مي كنند. حسين(ع) در صحراي نينوا مردانه مي ايستد و با خون خويش نهال آزادي و رهايي انسان و اسلام را آبياري مي كند و سپاه كفر به شكرانه اين پيروزي جشن مي گيرد، خيمه هاي حسين(ع) را به آتش مي كشد و زنان و فرزندانش را به اسارت مي برد. ..



موضوعات مرتبط: اسلام

ادامه مطلب
[ یکشنبه سیزدهم آذر 1390 ] [ 22:30 ] [ منجی ]

آشنایی با واقعه عاشورا

عاشورا روز دهم ماه محرم است. شهرت این روز نزد شیعیان به دلیل وقایع عاشورای سال ۶۱ هجری قمری است که با گاه‌شماری هجری خورشیدی این روز مطابق است با ۲۱ مهر ۵۹

در این روز امام حسین (ع) و یارانش در واقعه کربلا در جنگ با لشکر یزید به شهادت رسیدند و مسلمانان در آن روز سوگواری می‌کنند. سابقهٔ سوگواری و برپایی عزاداری برای حسین بن علی (ع) به اولین روزهای بعد از عاشورا، در محرم سال ۶۱ هجری می‌رسد.

اولین مراسم سوگواری را حضرت زینب (س) در مسجد کوفه بر امام حسین (ع) برگزار کرد. قبل از آن در کنار اجساد شهدا در کربلا برگزار شد. روز دهم محرم، روز شهادت سالار شهیدان و فرزندان و اصحاب او در کربلا است. عاشورا در تاریخ جاهلیت عرب، از روزهای عید رسمی و ملی بوده و در آن روزگار، در چنین روزی روزه می‌گرفتند، روز جشن ملی مفاخره و شادمانی بوده است و در چنین روزی لباس‌های فاخر می پوشیدند و چراغانی و خضاب می‌کردند. در جاهلیت، این روز را روزه می‌گرفتند. در اسلام، با تشریع روزه رمضان، آن روزه نسخ شد.

در فرهنگ شیعی، به خاطر واقعه شهادت امام حسین (ع) در این روز، عظیم ترین روز سوگواری و ماتم به حساب می‌آید که بزرگترین فاجعه و ستم در مورد خاندان پیامبر (ص) انجام گرفته و دشمنان اسلام و اهل بیت (ع) این روز را خجسته شمرده به شادی می‌پرداختند، اما پیروان خاندان رسالت، به سوگ و عزا می‌نشینند و بر کشتگان این روز می‌گریند.

امامان شیعه، یاد این روز را زنده می‌داشتند، مجلس برپا می‌کردند، بر حسین بن علی(ع) می گریستند، آن حضرت را زیارت می‌کردند و به زیارت او تشویق و امر می کردند و روز اندوهشان بود.

از جمله آداب این روز، ترک لذتها، دنبال کار نرفتن، پرداختن به سوگواری و گریه، تا ظهر چیزی نخوردن و نیاشامیدن، چیزی برای خانه ذخیره نکردن، حالت صاحبان عزا و ماتم داشتن و ... است.

در دوران سلطه امویان و عباسیان، شرایط اجتماعی اجازه مراسم رسمی و گسترده در سوگ اباعبدالله الحسین (ع) را نمی‌داد، اما هرجا که شیعیان قدرت و فرصتی یافته اند سوگواری پرشور و دامنه داری در ایام عاشورا به راه انداخته‌اند.

از قرن‌ها پیش عاشورا به عنوان تجلی روز درگیری حق و باطل و روز فداکاری و جانبازی در راه دین و عقیده، شناخته شده است.

حسین بن علی(ع) در این روز، با یارانی اندک ولی با ایمان و صلابت و عزتی بزرگ و شکوهمند با سپاه سنگدل و بی‌دین حکومت ستم یزدی به مقابله برخاست و کربلا را به صحنه همیشه زنده عشق خدایی و آزادگی و حریت مبدل ساخت.

عاشورا گرچه یک روز بود، اما دامنه تاثیر آن تا ابدیت کشیده شد و چنان در عمق وجدانها و دلها اثر گذاشته که همه ساله دهه محرم و بویژه عاشورا، اوج عشق و اخلاص نسبت به معلم حریت و اسوه جهاد و شهادت، حسین بن علی(ع) می گردد و همه، حتی غیر شعیه، در مقابل عظمت روح آن آزادمردان تعظیم می‌کنند.

امام حسین(ع) که به دعوت اهل کوفه از مکه عازم این شهر بود تا به شیعیان انقلابی بپیوندد و رهبری آنان را به عهده گیرد، پیش از رسیدن به کوفه، در کربلا به محاصره نیروهای ابن زیاد در آمد و چون حاضر نشد ذلت تسلیم و بیعت با حکومت غاصب و ظالم یزیدی را بپذیرد، سپاه کوفه با او جنگیدند.

حسین و یارانش روز عاشورا لب تشنه با رشادتی شگفت تا آخرین نفر جنگیدند و به شهادت رسیدند و بازماندگان این قافله نور، به اسارت نیروهای ظلمت درآمده به کوفه برده شدند. هفتاد و دو تن یاران شهید او، بزرگترین حماسه بشری را آفریدند و یاد خویش را در دل تاریخ و وجدان بشرهای فضیلت خواه، ابدی ساختند.

عاشورا در مقایسه با بسیاری از رخدادهای دیگر، حجم کمی از وقایع را به خود اختصاص داده و آغاز و انجام آن، در برهه ای کوتاه اتفاق افتاده است. اما یکی از حوادثی است که در طول تاریخ خویش، بیشترین توجه را به خود جلب کرده و علاوه بر نقش گسترده وتاثیر عمیق اجتماعی تاریخی خود، به صورت فرهنگی ویژه با ساختاری منحصر به فرد در آمده است.

 

منبع : همشهری آنلاین



موضوعات مرتبط: اسلام
[ دوشنبه هفتم آذر 1390 ] [ 18:32 ] [ منجی ]